رفتن به محتوا
چهارشنبه ۶ آبان ۱۴۰۵ سالروز ولادت شهید اکبر رضایی
بلهایتاتلگرامآپارات
روایت‌ها، چهره‌ها و زیست‌بوم شهرستان

روایت بشرویه

قصه‌هایی که از پدربزرگ‌ها و مادربزرگ‌ها شنیده‌ایم؛ از کوچه‌باغ‌ها و قنات‌ها، از آیین‌های محرم و شب‌های یلدا، از روزهای جنگ و مردانی که رفتند. روایت شما، تاریخ شهر ماست.

روایت خود را بفرستید۱۰ روایت ثبت شده
بادگیرهای خانه مستوفی بشرویه
خانه مستوفی · بشرویه
🗣گویش بشرویه۱۴۶ واژه و مَثَل محلی، با صدای تلفظ — پیش از آنکه فراموش شوندواژه امروزآلیسلگد زدنورود به واژه‌نامه ←
۲۲هکتار بافت خشت و گل
۴امبافت خشتی بکر ایران
۱۳۸۱ثبت در فهرست آثار ملی
۴محله کهن
۷۰۰+سال پیشینه مکتوب
بشرویه را بشناسید

موزه خشت و گل ایران، شهر بادگیرها

بشرویه در منابع میراث فرهنگی به‌عنوان چهارمین بافت خشت و گلیِ بکر و دست‌نخورده ایران شناخته می‌شود. این شهر تاریخی در استان خراسان جنوبی، میان فردوس و طبس و در لبه دشت کویر، با داشتن ۲۲ هکتار بافت قدیمیِ منسجم و سالم، به «موزه خشت و گل ایران» شهرت یافته و در برخی رده‌بندی‌ها از پنج شهر تاریخی برتر کشور از نظر اصالت بافت خشتی است.

خانه‌های چهارصفه با بادگیرهای بلند خشتی (مانند خانه مستوفی و خانه اکبری)، کوچه‌های پیچ‌درپیچ با ساباط‌های سایه‌دار و چهار محله کهن میان‌ده، قلعه‌نو، مقری و سرپل که آثاری از دوره‌های تیموری و صفوی را در خود دارند، بشرویه را به شهری زنده از تاریخ تبدیل کرده است.

بادگیرهای خانه مستوفی

🕰 گاه‌شمار بشرویه

  1. ایلخانیشکل‌گیری سکونتگاه «گَله‌حوض»، هسته نخست شهر
  2. تیموریروستایی بزرگ و آباد؛ خانه چهارایوانی پناهی
  3. صفویشهری منسجم؛ عالمانی چون ملاعبدالله بشروی (فاضل تونی)
  4. قاجارخانه‌های بادگیردار مانند خانه مستوفی
  5. ۱۳۴۹درگذشت استاد بدیع‌الزمان فروزانفر، فرزند نامدار بشرویه
  6. ۱۳۸۱ثبت ۲۲ هکتار بافت تاریخی در فهرست آثار ملی (شماره ۷۸۳۶)
  7. ۱۳۸۷جدا شدن از فردوس و تشکیل شهرستان بشرویه

🧱 رازهای معماری کویری

بادگیر

برج‌های خشتی یک‌طرفه رو به باد غالب که هوای خنک را به حوض‌خانه می‌رسانند.

خشت و کاهگل

دیوارهای ضخیم که گرمای روز را آهسته به درون می‌برند.

چهارصفه و حیاط

حیاط مرکزی، ایوان، ارسی، مقرنس و گچ‌بری در دل نمای ساده.

ساباط و دالان

کوچه‌های سایه‌دار و ورودی‌های چرخان برای حفظ حریم خانه.

آب‌انبار

مخزن زیرزمینی با گنبد و بادگیر؛ قلب هر محله.

قنات

رگ‌های زندگی که آب را از دل زمین به شهر و باغ می‌رسانند.

🚪 گشت در روایت بشرویه

🧭 یک روز در بشرویه (مسیر پیشنهادی گردش)

  1. ۱محله میان‌دهمسجد، آب‌انبار و مدرسه علمیه؛ گره کهن بافت
  2. ۲خانه مستوفیبادگیرهای نماد بشرویه
  3. ۳خانه اکبری و خانه پناهیحیاط، ایوان و حوض‌خانه؛ شب در اقامتگاه بوم‌گردی
  4. ۴حسینیه حاج علی‌اشرفمعماری هندی و آیین‌های محرم
  5. ۵قلعه دخترغروب از بالای کوه غرب شهر
  6. ۶کویر بشرویهشب پرستاره در لبه دشت کویر

منابع: اداره کل میراث فرهنگی خراسان جنوبی، خبرگزاری‌های ایرنا و صداوسیما، قدس آنلاین، باشگاه خبرنگاران جوان و کتاب «مفاخر بشرویه». اگر اطلاعات کامل‌تر یا عکس قدیمی دارید، از فرم پایین صفحه بفرستید.

🌟

چهره‌ها و نشان‌های بشرویه

مفاخر، علما، رزمندگان، پیشکسوتان و میراث شهر ما

همه ←
📜

روایت‌های مردمی

خاطره‌ها و قصه‌های مردم بشرویه

۸. خاطره هشتم: بمباران شیمیایی جاده خندق و بحران فیلترهای آموزشی

همین که وارد جاده خندق شدیم، عراقی‌ها برای اینکه مانع پیشروی ما شوند و نگذارند اسرایشان را به پشت خط منتقل کنیم، منطقه جفیر و محور جاده خندق را زیر شدیدترین بمباران‌های شیمیایی و…

✒️ به روایت کانال تاریخ شفاهی بشرویه (ایتا)
۹. خاطره نهم: ابتلا به اسهال خونی و ۹ روز مقاومت تنها با خوردن آب

گازهای شیمیایی عارضه بسیار سخت و عجیبی روی دستگاه گوارش ما گذاشته بود؛ ما دچار اسهال خونی شدیدی شدیم که بوی بسیار خاص و غیرعادی شبیه به «بوی نعنا و شکلات» می‌داد. معده و…

✒️ به روایت کانال تاریخ شفاهی بشرویه (ایتا)
بخشی از خاطرات رزمنده گرامی

📌 قسمت ۴ یه مقداری خاطره از عملیات بدر جاموند👇 جاده خندق باریکه‌ای خاکی در میان آب‌های گسترده هور بود که محور پدافندی ما در قسمتی به نام «فلکه امام رضا» قرار داشت. هواپیماها…

✒️ به روایت عملیات بدر جاموند👇
در همان روزهای کوبیده شدن جاده، من داخل سنگر…

در همان روزهای کوبیده شدن جاده، من داخل سنگر استراحتی بودم که سقف آن با تراورس‌های چوبی و سنگین پوشانده شده بود. ابتدا دقیقاً زیر یکی از تراورس‌ها نشسته بودم و با خودم می‌گفتم…

✒️ به روایت کانال تاریخ شفاهی بشرویه (ایتا)
۱۳۶۷بخشی از خاطرات رزمنده گرامی

📌 قسمت ۱۰ با همان پای مجروح و لباس غواصی، لنگ‌لنگان گردان خودمان را در میان ساختمان‌های شهرک پیدا کردم. آتش و آتش‌باری دشمن روی شهرک هر لحظه سنگین‌تر می‌شد، به طوری که شبانه…

✒️ به روایت کانال تاریخ شفاهی بشرویه (ایتا)📍 بشرویه
بخشی از خاطرات رزمنده گرامی

📌 قسمت ۱۱ هم‌زمان با زمزمه‌های قطعنامه ۵۹۸ و فرارسیدن ایام محرم، ما رزمندگان بشرویگی در خط مقدم و درست پشت خاکریزها مراسم سینه‌زنی و نوحه‌خوانی سنتی بشرویه را برگزار کردیم. * برای جلوگیری…

✒️ به روایت کانال تاریخ شفاهی بشرویه (ایتا)📍 بشرویه
بخشی از خاطرات رزمنده گرامی

📌 قسمت ۱۲ (قسمت پایانی) پس از آتش‌بس، وقتی صدای موتور تریل عراقی‌ها آمد و در نزدیکی خط ما خاموش شد، فرماندهان احتمال دادند که نیروهای شناسایی دشمن وارد منطقه شده‌اند. به همین دلیل،…

✒️ به روایت کانال تاریخ شفاهی بشرویه (ایتا)
بخشی از خاطرات رزمنده گرامی

📌 قسمت ۲ ۴. اعزام به دوره آموزشی تربت‌جام پایان آبان‌ماه سال اول دبیرستان بود که با چند نفر از دوستان هم‌فکرم، از جمله آقای نظریان، اکبر یزدان‌پناه، محمد طهانی و علی‌آقا شهابی، برای…

✒️ به روایت کانال تاریخ شفاهی بشرویه (ایتا)
۶. کلاس‌ها، تمرینات رزمی و بیدارباش‌های دوره آموزشی

پادگان پنج سالن آموزشی داشت و روزانه چهار تا پنج زنگ کلاس برگزار می‌شد. صبح‌ها از ساعت هشت تا ده کلاس‌های عقیدتی، با حضور استاد مظاهری، و کلاس‌های تخصصی اسلحه‌شناسی برپا بود. بعدازظهرها در…

✒️ به روایت کانال تاریخ شفاهی بشرویه (ایتا)
۱۳۶۳بخشی از خاطرات رزمنده گرامی

📌 قسمت ۳ خاطره ۷: دوره آموزش بی‌سیم در پنج‌طبقه‌ها و ورود به گردان کوثر پایان دوره آموزشی تربت‌جام که رسید، با قطار از مشهد راهی تهران و سپس اهواز شدیم. در اهواز نیروها…

✒️ به روایت کانال تاریخ شفاهی بشرویه (ایتا)

✒️ روایت شما از بشرویه

خاطره، عکس قدیمی، داستان یک محله یا آیینی که از قدیمی‌ترها شنیده‌اید را بنویسید. پس از بررسی دفتر، اینجا منتشر می‌شود.

برای فرستادن روایت با شماره همراه وارد شوید